تبليغاتX

ღ•●..ღزندگی خوب ....من.ღ•●..ღ
ღ•●..ღزندگی خوب ....من.ღ•●..ღ
  


سلام                

خوبین؟؟!!

دلم واستون تنگ شده بود...........فک کنم این آپ آخرم باشه تواین بلاگم......دانشگامون داره شرو می شه...وباید نتو ترک کنم.ولی نگران نباشین شاید آپ نکنم ولی می یامو به نظرات خوشگلتون جواب می دم یه سوال دارم چرا همه خصوصی می زارن؟احوال پرسی که خصوصی نداره........به هرحال بازم ممنون من که می دونم نتونستم جبران کنم.....لطف همتون........ولی بازم ببخشین......همین امروز کلی ازم شکایت شده خاطر رفتارام ولی نمی دونم کدومشون.......سعی می کنم انتقادپذیرباشم بازمم ممنون ازاونی که شکایت کرده ...من همیشه سعی می کنم خوبیهارو توذهن نگهشون دارم نه بدی هارو......

++++:

+همتونواذیت کردم......می دونم ولی بایدببخشین........باورکنیدالان دارم گریه می کنم.........

+شایدشماهارو اون دنیا ببینم.....امیدوارم یکی به یکی ببینموتون.......

+وبعداینکه.......دلم خیلی گرفته.....حوصله ی حرف زدن ندارم.......

+بی ربط:ازاین فیله خیلی خوشم می یومد خواستم آپ آخرم بذارمش........

 

........@..............................................................................................
.............................#........................#...........@................@......#......
.......##..................#..........##..........#......................................#......
......#...#......#........#........#....#........#......####.......###.........#......
......#.........#...........#..... #................#......#.....#....#.......#.......#.....
.......#####.............#.....#########.......#################
..................#...........#.......................................................................
.....................#.................................................................................

 

+دلم واسه همتون تنگ می شه......................!!!!!!

+خوبی بدی.....هرچی......حلال کنین.....!!

+اونی که منو گناه کار به کاری که نکردم کردی......بدون..اشتباه می کنی.....!!!

و

روزی می رسه به اشتباهت پی می بری..و اون موقع ست که همچی گذشته و رفته ...!!!

((مخاطب خاص خودشو داشت))over

+

 

هاهم تموم شد

بای!!!!تادیدارصبح ابد




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم بهمن 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


سلاممممممم عزیزان....  خوبین؟؟؟؟؟ببخشید این مدت من خیلی دیربه دیرآپ می کردم.......به خدا.حال و حوصله ی هیچی نداشتم...هیچی .....ولی الان خوبم............خیلی ..وای وای می دونم که الان همتون ازدستم ناراحتین... ولی الان اومدم آخه من آپ کنم جز چرت وپرت چیزی نمی گم که.........این بلاگم مخصوص شادی هامه........امروزم نسبتا شادبودم خواستم بیام براتون تعریف کنم تا شمام یکم خوشال بشین....امروز خیلی خوش گذشت.......باالی وآرزو بیرون بودیم ناهارپیش هم بودیم......!!! خیلی خوش گذشت.....!!خیلی وخ بود دوستامو ندیده بودم......دلم براشون یه ذره شده بود..... الی یو بالاخره پایین خر موفق شدیم زیارت کنیم.............!!!وای هممون خیلی خوشحال بودیم....خیلی .....رفتیم مدرسمون یادش بخیر سال پیش اون جا چه کارایی که نکردیم..........مدیرو ناظم......   رفتیم پیششون درسته ما خیلی شلوخ بودیم ولی همه مارو دوست داشتن حتی ناظم و مدیر که پدرشونو دراورده بودیم  چی کا کنیم..........همه مارو دوست دارن دیگه......... وای یاد چه روزایی افتیادیم...........چه شوخی هایی که باهم  نمی کردیم...........ازآب بازی بگیر تاااااااااااااااااااااااااااااااادزدیوکتک.......نوچ نوچ...الی خیلی دستش سنگین همش منو می زد........ خوب یادمه یه بار من وارزو ازکیف الی پول دزدیدیم رفتیم یه عالمه چیپس و پفک وآدانسو هله هوله خریدیم ..........جالبیش اینجا بود که الی یم اومده می گه این همه پفکو چیپسو می خواین چی کار؟؟؟؟؟ مام حتی بهش تعارفم نمی کنیم ..............منو آرزو ۲تایی بایه مارچ مورچی می خوردیم الیم..آب دهنش را افتاده بود....................بعداینکه خوردیم تموم شد........تازه به الی گفتیم باپول جنابعالی خریده بودیم...... اونم نامردی نکرد لامسب یه جوری زده بود سه چار روز پام کبودبود...............وای چشتون روز بد نبینه تا کجا دنبال ما اومد.....کل مدرسه رو دوویدیمممم آخرازنفس افتادیم.........وای وای وای گرفت انقدرمنو  زد نامرد........ هرچی خورده بودیم ازدماغمون اورد ولی خیلی حال کردیم خوردیماااااااااااااا آخه چیز مفتی خیلی میچسبه خیلی....... ولی می گم الی رو سرخش کردیم بدجور.داشت منفجرمی شد......تافیهاخالدونش سوختااااااااااااااااااااااااااا همین امروز یاداون روزا افتادیم کلی خندیدیممممم......وای چه روزایی داشتیم چه قدر من ازالهام کتک خوردم..........همه ما تویه چیزی مشهوربودیم آرزو تو گازگرفتن .... من تو بشکون ....... الی هم که همه تن حریف........همه چیشی آدمو تافیهاخالدونش می سوزونه حالا اینی که گفتم یکی ازکارای کوچیک ما بود یه بارتو چایی معلما سوسک انداختیم ............  دادایم به ناظممون وای نمی دونین با چه عشقی می خوردن....سوسک قشنگ توچایی حل شده بود...... چه شوخی هایی که نمی کردیم آب بازی .......وای نگو نگو.....ازآب بازی یه خاطره ی خیلی جالبی دارم.........من یه روز خیس آب رفتم خونمون.... آبروم رفت تو خیابون همه می گفتن این انگار تو استخر افتاده........

حالا ازکفش های میرزا نوروزی الی:ما که توکارگاه بودیم همیشه کفشامونو درمی یوردیم......من وسطای کلاس بود ازخانوم اجازه گرفتم رفتم بیرون تا آب بخورم....برگشتنی دم در کفشای الیو دیدیم یه فکری به کلم خورد گفتم یه شوخی به الی بدهکاربودم حالا وقتش.......آقانمی دونیین...این شوخی چه گوزبالا گوزی شد....... من این کفشارو ورداشتم  قایمشون کردم بعدش رفتم کلاس انگارنه انگار چه کلکی به این دوستمون زدم زنگ خورد ........دیلیلینگ دیلیینگ..... اومدیم ازکارگا بریم بیرون همه کفشارو پوشیدن داریم می ریم ......واییییییییییییییییی پس کفشای الی کو؟الی داد می زنه .......((((کسی کفشای منو ندیده))))منم که اصلا به روم نمی یارم حتی یه لبخند کوچولوهم نمی زنم خیلی باجدیت داریم دنبال کفشا می گردیم........الی توچه قد گیجی دختر کفشارو کجادر اووردی؟؟؟؟؟/الی یم ازشدت عصبانیت سرخ شده داره می ترکه.......منم که ته قلبم دارم اازخنده قش می کنم ......وای حال الیرو می دیدین ...همش می گفت من باچی برم خونمون ..........آقا این دیگه حالش رفته رفته داشت بدتر می شد دیگه می خواست گریه کنه خواستم یواشکی برم.کفشارو بیارم خودم فلنگو ببندم برم تامنو نبینه چون اگه می فهمید کارمن ........حالمو جامی یورد ...آقامن رفتم کفشارو پیداکنم بیارم........وای کارتونو زدم کنار کفشارو ور دارم ..........آقاکفشانبود........... هرچی گشتم پیدانشد........این سری دیگه خودم سرخ شدم........وای چشتون روز بد نبینه الی داشت می مرد........فکرآبروشو می کرد.......منم که فقط می خندیدم فش نمی موند اون روز به پدر مادر ما داد این دختر.........همه ی معلما مدیر ناظم...همههههههههه ریختن کلاس ما که مدرسمون دزد داره اومدن کلاسمون هرکی کفشرو دزدیده.بیاره پس بده اگه پس نداد ازنمره انظباط همتون کم می شه .......اون بچه سوسولای کلاسم که دادمی زنن خانوم به ما چه که دزدین چرانمره ی ما رو کم می کنی وازاین حرفا........آقا دیگه کل مدرسه خبردارشد.........نوچ نوچ همه می یومدن کلاس ما که چی شده کی این کارو کرده؟منم اینجا عین خیالم نیستتتتتتتتتتتت.....دستمو گذاشتم رو شکمم دارم قه قه می خندم ......مدیرناظم همه کفری شدن دارن دنبال دزد می گردن......جالبش این بود جایزه تعیین کرده بودن به یابنده  ی کفشا........... وای نمی دونین چه اوضایی شده بود......آقا حالا زنگ آخر...همه می خوایم بریم خونمون....وای حالا الی باچی بره؟؟؟؟؟؟؟همه رفتن الی ومنو آرزو موندیم مام دیگه دوستای صممیش تو این موقعیت نباید تنهاش می زاشتیم. حدس بزنین الی اون روز باچی رفت خونشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ((یه دنپایی آبی پلاستیکی))وای من مردم ازخنده .......نمی دونین چه قدبهش می یومد........قشنگ ست شده بود .......تیپش خیلی باحال شده بود.....زنگ زدن به داداشش باماشین اومد دنبالش منکه قشش کرده بودم من هیچ .....آرزو م وسط گریه هاش یه خنده ای می کرد......آقا امروز تموم شد بایه بدبختی ......من که بعد اون همه خنده دلم واسش سوخت انقدر پشیمون شدم که نگین رفتم خونمون کلی گریه کردم ........الی بیچاره حالش خیلی خراب بود....من کرده بودم.......آقا این کفشا یه هفته پیدانشد..........خلاصش ۱هفته بعد این کفشا  به زور باهزارو یک بدبختی پیداشد........آقا من پشت دستمو داغ کردم که دیگه ازاین شوخی ها نکنم الانشم من نفهمیدم کفشارو کی بعد ازمن قایم کرده بود........حالا اینجاس که می گن هرکی خربزه می خوره باید پای لرزشم بشین...وای چشتون روز بد نبینه شد یه خاطره ی فرامو ش نشدنی..........ومن هیچ وخ جرات نکردم بگم کارمن بوده.....چون اگه بگم یه فس کتکرو دارم.......خلاصه. هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی اینم ازداستان امروز ما.............ولی خیلی روزا زود می گذره.......نه؟دلم واسه مسخره بازی هامونو شلوغیامون تنگیده............دانشگام برم ازاین شلوغیا بکنم.بایه کف گرگی می ندازنمون بیرون من نشوتم شمام بنویسین.......باشه؟نظررم یادت نره آفرین جوجولی

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


•●..زندگی خوب ....من.•●..

دیگه آپ نمی شه.....................................................................!!!!!

چون زندگی خوبی درکارنیست ............

•●..زندگی خوب ....من.•●.............هههههه.....!!!!    

بعضی آدما ازاول بدبختن.......!!!

 منم یکی ازاونام کاریش نمی شه کرد.........!!!!

 وقتی چشمامو روبه دنیا بازمی کردم رو پیشونیم نوشتن آشُفتـــِهـــ 

همین جوری آشُفتـــِهـــ  هم ازدنیا می رمممممممممممممم .......!!!!

خلاصه هرکی می خواد خوشحال شه بذارین بشه .......تویی که اومدی ببینی  اونی که................. آره هنوزم آشُفتـــِهـــ  ست  خوشحال باش.....!!! بخند .....!!!شادی کن.........!!! من شکستم....!!خرد شدم........!!!!ولی هیچ کس صدای شکستنمو نفهمید............................................!!!

هیچی ندارم بگم هیچی .....................فقططططططططط..!!! چه زودگذشت خیلی زود...............    

دوران زندگی خوب منو می گم...............................!!!!

بازم برگشتیم سرخونه ی اول........................!!!!

ازدوستایی که تواین مدت زحمت کشیدن آدممم کنن با ارزش پوزش باید بگم آدم نشدم بلکه خرترم شدم....!!! 

•●..زندگی خوب ....من. •●..

تمام شد عوضش

•●..زندگی نكبتئ من.•●..

افتتاح شد

..........!!!!!!!!!!!!!

دیگراگرگریان شوی .....

چون شاخه ای لرزان شوی....

همچون گل نازم شوی.....

بشکسته درسازم شوی.....

چون محرم رازم شوی.....

دراشکها غلطان شوی....

ای بی وفا .......ای سنگ دل .......

دیگر نمی خواهم تورا.... دیگر نمی خواهم تورا.....

 

ذ ِ هنـ ِ آشُــفــــتـــــهـــــ  رويايـــِ آشُفتـــِهـــ

بای ...........................!!!! 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..

بازم سلاممم......خوبین؟من ؟ نه زیاد....

نمی دونم چرا...؟!!!

البته می دونم ها....ولی....کمک کم دارم میشم همون   آشُفتـــِهـــ  یی که بودم...

 برا یکی ازدوستام اتفاق خیلی بدی افتاده.....!!!

یکی ازدوستای صمیمیم...!!!

دلم براش می سوزه.....!!!!!

خیلی ناراحته.....خیلی ....ازاین که هیچ کاری نمی تونم براش انجام بدم در عذابم ....!!!

داره خودشو ازبین می بره........!!!

این بارچندمه که دست به این کارزده.....!!!

نمی دونم واقعا نمی دونم.........!!!

 چرادنیا این همه نامرده .....تف به این دنیا...تف به همه ی آدماش....!!!

بلایی به سرش اوووردن که.......!!!!

می دونین؟چیکارش کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ((خیانت))....!!!

همه ی زندگیش تباه شد.....خدا نگذره.....خدانگذره....!!!

اون چه گناهی داشت که سرش این بلاررو اوووووردن........!!!

گناه اون فقط یه عشق پاک بود............عشق پاک....... هههههههههههههه.....!!!!

تف به همین عشق پاک که ...........!!!!!که دخترای مارو آواره ی کوچه خیابون کرده....!!!

ازهمه چی بدم می یاد......!!!!!!!!ازکلمه ی خیانت بیزارم........!!!!!

آخه چقدرخیانت؟چقدر؟؟؟؟؟؟!!!!!!تاکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟............هان؟

کاش می رفت وتنهاش می زاشت حداقل درد دوریشو می کشیدددددددددد.......!!!

نه اینکه درد ازدست دادن آبرو............!!!!!

آبروی خودش خانوادش..............................!!!!

شراب.مستی.آخرشمممممممممممممممممم.ازدست دادن دختریش... خودکشی.......!!!

می دونین یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی بدبخت شد......

براش دعاکنید........

الان بیمارستان...........!!!!........................تف به پسری که عقدشو بااین کارمی خواد خالی کنه......!!!




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


سلام خوشملای خودم خوفین؟چه خفرا؟ چیکارامی کنین؟

ایشالا که همتون خوف وخوش وسلامت باشین....دلم براتون تنگیده بود خیلی.......ولی به دلایلی نمی شد به خوشملام سربزنم .........خیلی خیلی خیلی ببخشین ...می دونم همتون ازدستم ناراحتین ولی نمی شد باورکنین انقدرکارداشتم که وقت نمی شد سرمو بخارونم....بله دیگه ماکه مث بعضی ها بیکارنیستم کاروبارمون زیاده...........     خوف خوشملا جیقرا جیقملی ها.............   ایشالا که هیش کدوم ازدستم ناراحتیده نباشین...می دونم همتون گلین سنبلین..ناسین .....     یکی دوهفته پیش یه اتفاقی واسم افتاد که وقت نشد بیام براتون تعریف کنم تایکم خوشحال بشین.....  می دونین چی شد؟ هیجان زده نشینا.... باشه می گم......آخه یکی ازدوستام همیشه می گه تواگه بخوای یه خبرمبری بدی جدآباد آدمو یه سه چهاردورمی یاره جلو چش آدم بعد می دی  راستم می گه خودمم کم کم دارم به حرفش ایمان می یارم....می دونم الان خودشم وقتی ایینو بخونه کلی کفرش درمی یادمنم عاشق اذیت کردنشمممممممممممم یک حالی می ده.......ها.... خوب می دونم شماروهم دیوانه کردم.........منم اینجوریم دیگههههههههههههههههههههههه.........  هرکی یه ایرادی داره..... ایراده منم اینه...........................اون روز رفته بودم بیرون نمی دونین چی شد؟واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی..........یکی ازدوست جونای مدرسمو دیدیم.............۳سال بود ندیده بودمش ..... نمی دونین وقتی همدیگرو دیدیم چه جوری پریدیم بغل هم............وای انقدررررررررررررررررربوسم کرد.......فکرشو بکنین دوست دوران راهنمایی...انقدردلم براش تنگیده بود ...........یه دوساعت باهم بودیمرفتیم یه جاییییییییی یه قهوه نوش جون کردیم .......نمی دونین چقدرازقدیم ندیما حرفیدیممممم......ازشلوغیامون .......وای کل مدرسه ازدستمون شاکی بود...........مدیر .ناظممممممممممممم. پدرشونو دراوورده بودیم یادش به خیر........... اینجوریمو نگاه نکنین ها........یک شیطونی بودمم واه واه......ازدرودیواربالا می رفتیمممم یه بار امتحان زبان داشتیم  هیش کدوممم نخونده بودیم معلم زبانمونم ازاون ویش ویشی ها ......به همه چی حساسیت داشت خانم ........ بوی عطر .اتکلن.خلاصه ....یکی یه غلطی می کرد یه روزعطر می زد اون روز کلا تعطیل بودیم..........فش نمی موند به پدرمادر طرف می داد.... خلاصه مام یه کاری کردیم اصلا معلمه به خودش جرات نداد تا توی کلاس بیاد دم در وایسادددددد.........همین جوری مثل درخت خشکش زده بود مانتوی یکی ازدوستامو ازنش دراوردیم به زور گذاشتیم رو بخاریییییییییییییییییییییی.........آی سوختا سوختا.............. سوخت یعنی .........جزقاله شد.....  نمی دونین چه بویی داشت........ واه واه..... اون روز کلا تعطیلیدیم امتحان زبان فسقید..... خلاصه.......یاداین روزا کردیممممممممممممممو آخرشم ۲تامونم به عشق اون روزا گریه کردیم............راستش دلمون واسه شلوغیامون واسه همون معلمی که اون بلارو سرش اووردیم تنگید..... می گمااااااااااااااااا ...........دنیاچه زود می گذره.......انگارهمین دیروزبود ...............قدرتمام روزاتونو بدونین چون روزی می رسه حسرتشو می خورین.............نمی دونین چقدردلم واسه اون صندلیم تنگیده .........الان آرزومه پشت همون صندلی بشینم معللممم روزی صدتا ازم امتحان بگیره........ باشه گلا ......سنبلا خیلی حرفیدمممممممم...خستتون کردم..... من نوشتم ازخاطره هام شمام بنویسید منتظر آپای خوشملتون هستممممم....تا آپ بعدی بای بای...

 

                                                




نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


سلام دوستائ خوشمل:

 
چطورين؟خوبين؟ چه خفرا؟
مام خوبيم بدنيستيم شكر......
مي دونم همتونو اذيت كردم باآشُفتـــِهـــ. گئ هام همتونو ذله كردم
ولي همتون نازبودين كه تحملم كردين تنهام نذاشتين......
ومنم به اميدخداديگه نمي خوام غمامو به ياد بيارم......
البته خودتون خوب مئ دونين خيلي سخته ....
يه اراده ئ خاصي مي خواد تا ديگه همشو ول بدي بره دعاكنيد
 اون اراده هه رو داشته باشم......
البته اگه شمانبودين تااينجاشم من نمئ اومدم
چون به قول مامانم عادت به غمام داشتم ......
خداببره اون روزارو نياره.......كه واقعا روزائ گندئ بود اصلا عادت كرده بودم
 به گريه ..به اشك به اتاق تاريك به سوختن ذره ذره وجودم 
 به آهنگايي كه شنيدن يه قطعه ش آدمو ديوونه مي كرد........
حالا ولش كنيد روزاي بدگذشته......خداروشكر كه به را ه هاي كج كشيده نشد
 خودم با غمام يه جورايي كنار اومدم .......
آره خوشگلا  جيقملي هاي من همينه دنياهمينه يه روزخوبي يه روز بدي
 ولي به نظرمن(( نبايد بذاري غماوروزاي بد كمرتوبشكونه))......
اون يه امتحان الهي بود كه من خودم 20 شدم ايشالا همتون 20 شين ......!!!
خوب حالاولش كنيد اين حرفارو دلم براتون تنگيده بودگفتم بيام يه سرئ
به خوشملام بزنم بعدا بدوم برم كه كلي كاردارم....چه كاري؟؟؟بعدامي فهمين
قربون تك تكتون برم...راستي جاداره ازيكئ ازدوستاي نتئ كه
 واقعا زحمتمو كشيد تشكركنم
.......خيلئ كمكم كرد انقدر برام وقت گذاشت فك زد تا ...مام آدم شديم
...يه مدت كوچول موچولويي نت نبود منم فكركردم شايد واقعاازم نااميد شده.....
 حالا كه برگشته منو اين جوري ديده خيلي خوشحال شده
منم خواستم براي همه ئ دوستام معرفيش كنم تا حداقل گوشه ائ ازلطفو
 زحماتشو وهمراه با آپ خوشملش كه خيلئ زحمت كشيده واسم  جبران كنم 
 مي خواين بدونين كيه؟ چشم يكم بصبرين.......
واينك ساميييييييييييييييييييييييييييييييييييييي جون من ((عشق پاییزی من))
ازاين جاازهمه ي دوستان قدرداني مي كنم........
اين آپم خيلئ تشريفاتي شدولي بازم مي گم اگه شمادوستان نبوديد منم الان نبودم.....

قربون مرام تك تكتون.....

 

 

پ.ن1:ممنون ازدوستان به خاطركامنتاشون......البته ....بعضئ هام نمي زارن...
پ.ن2:بعضئ ها مئ يان فضولئ كه اصلا دوست ندارم ريختشونو ببينم
هئ يارو باتوئم با خود تو كه اومدئ....فضولئ  دورشو ازاينجا......زود..
گفته بودم تا100 ....قدمئ....بلاگم نبينمت.....!!
پ.ن 3:ماه محرم يه پاك كن بخريم دلامون پاك كنيم........خوب؟!!
من خريدم...به شمام پيشنهاد مئ كنم..... تا آپ بعدئ بابائ       



نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


مي خوام ازاين به بعد همه ئ غصه هامو فراموش كنم همشونو بريزم بيرون....
چي آخه صبح تاشب ؟؟؟........
همش درد اين واونه مي كشم....
خودم خدارو شكر هيچ دردي ندارم......
اصن به من چه كئ چئ كار كرد؟
به من چه كئ درس خوند كئ نخوند...؟!!!
كئ خوشبخت شد كئ بدبخت شد....؟!!
عمري خودمو وفق درد اين واون كردم ......؟!!!
بدون اينكه توجهئ به خودم داشته باشم..........
روخيلي ها زحمت كشيدم ...كنم ولي نشدن......
من برا خيلي ها زحمت كشيدم فك زدم وقت گذاشتم ولي اونا......نفهميدن..!!!
حالام اصلا برام مهم نيست....
 تاكي بايد خودمودرگير مشكلات اينو اون كنم..؟
درگير كسايي كه هيچي بويي از حرفاي من نمي برن
توي اين دنيا هيچ كسي پيدانشد منو بفهمه...........ولي اصلا مهم نيست اصلا....
آره دوستاي خوشملم ديگه مي خوام عوض شم.......
كلا ازاين رو به اون رو.........
شمام بايد كمكم كنيد
يكي از دوستاي نتئ خوب مئ دونه كه من برا كمك به ديگران خودمو چه جوري به حچل انداختم.........
خوب به هرحال
مي خوام خودم باشم به قول يكي ازدوستام كه مي گفت يكم خودت باش....
منم مي خوام ازاين به بعد خودم باشم
 
 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


آخه يكي نيست بگه دخترحصابي خودت چته؟چه دردي داري كه انقدر  هميشه تو لكئ؟
 
چرا انقدرخودتو درگير مشكلات ديگران مي كني كه آخرشم بگن آخه به تو چه ماچكار مي كنيم كي درس مي خونيم  كي نمي خونيم كي ميميريم به سلامتي ايشالا.......
به هرحال ديگه اين جوري شد كه اينجوري شد
يه چيزي بگم هيچ وقت فراموش نكنيد....
دنياي ما يه جوري شده كه جواب خوبي رو با بدي مي دن
ولي من بازم مي گم خوبي خيلي بهتر ازبديئ
كه حداقل خيالت ازخودت راحته كه من تاجايي كه ازدستم بر مي يومد گفتم ....
ازماگفتن ازشمانشنيدن....
ازاين به بعد مي خوام خودم باشم و خودم و خودم........
اين سرئ ديگه تصميمم جدئ .................................
مي خوام ازاين به بعد خودمو به خوشحال بودن عادت بدم.....
مي دونين؟
همه ي غما مون براي يه عمرو يه روزگارئ كه بايد فقط باصبر وتحمل حلشون كنيم؟
ازچندتا دوستام كه واقعا منو كمك كردن خيلي ممنونم ازهمين جا بهشون مئ گم خيلئ گلين .....خيلئ ماهين..... اگه شمانبودين فكركنم تا آخرعمرم ازغمام ول نمئ شدم........
مرسئ به هرحال ازهمتون
ديگه غم هيچي رو ندارم هيچي رو........
مي خوام ازاين به بعد به هيچي و هيچ كس فكرنكنم.........
مي خوام همه ئ خاطرات بدمو فراموش كنم.............ف ر ا م و ش......!!! تا اپ بعدي باي باي
 

همتونو انقدئ دوست دارمممممممممممممممممممممم

 

 




نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
  


 
برا يكي ازدوستاي دخترنتيم خيلي مهم بود كه من به چئ علاقه دارم مخصوصا
درباره ي حيوونا مي گفت يه اخلاقت شبيه يكي ازحيووناست فكركنم منظورش
 زنبور بودمفيد وكوشاودرمواقع ضرورئ نيش هائ سازنده ولي برعكس
من زنبوراصلا دوست ندارم نمي دونم چرا؟
ولي  باشه مئ گم
من ازحيوونا خيلي خوشم مئ ياد مخصوصا هاپو و پيشئ
كاش مي شد يه هاپو داشتم....
 
يه هاپو خوشگله درست عين اين
 
 اسمشو مي دونين چئ مي ذاشتم؟
 
عم گزئ دوره كلاشم قرمزئ.....
 




نوشته شده در تاريخ جمعه ششم دی 1387 توسط ..ღرویاღ..
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس